ابو القاسم سلطانى
178
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
( 9 * ) - تلخيص از اختيارات 158 ، تذكره 149 ، تحفه 112 ، مخزن 246 ( 10 * ) - كتاب خطى فروغ ناصرى Code - 1430 ماميران Chelidonium majus L . گياهى است علفى ، پايا به ارتفاع تا 90 سانتيمتر از خانواده Papaveraceae داراى ساقه ايستاده ، پرشاخه ، ترد ، سبزرنگ و كركدار ، برگها متناوب منقسم به 5 تا 7 قطعه پهن با دندانههاى ارهاى و مانند پر مواج و زيبا ، گلها كوچك ، به رنگ زرد طلائى ، داراى 4 گلبرگ كه به شكل صليب و در انتهاى شاخهها تقريبا مجتمع به صورت چتر قرار گرفتهاند و از ارديبهشت تا اواخر مرداد بر روى گياه مشاهده مىشوند ميوه به شكل كپسول دراز مىباشد . كليه اندامهاى گياه محتوى شيرابه نارنجى رنگ مىباشد كه سمى است و بر روى پوست اثر نارنجى رنگ مىگذارد و به پوست و چشم آسيب مىرساند . گياه بومى اروپا ، آسياى مركزى و شمالى و شمال افريقا مىباشد و بهطور كلى در اكثر نقاط دنيا در طول پرچينها ، پاى ديوارها ، نقاط متروك و خرابهها مىرويد . محل رويش آن در ايران در مازندران ، گرگان ، بندر گز ، اطراف رشت ، رودبار و خراسان مىباشد . تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى : گياه از زمانهاى بسيار دور شناخته شده است . نام جنس گياه ماخوذ از واژه يونانى Khelidon به معنى " پرستو " مىباشد . از مندرجات كتب صيدنه ابو ريحان ، اختيارات ، تحفه و مخزن الادويه چنين مستفاد مىشود كه تحت نام ماميران از ريشه سه گياه استفاده مىشده است كه عبارتند از : 1 - ماميران يا ماميران سمرقندى يا خراسانى كه نام علمى آن در صدر آمده است . 2 - ماميران هندى يا ماميران عقربى Coptis teeta Wall كه در هيماليا رويش دارد و به هندى ماميرا Mamira و به اردو ماميران چينى ناميده مىشود . 3 - ماميران صينى يا چينى Coptis chinensis كه در چين رويش دارد و در ايران بيشتر از گياه مورد بحث كه در ايران رويش دارد استفاده مىشده ولى اثر سه گياه فوق بهويژه در بيماريهاى چشمى يكسان است . ديوسكوريد ذيل Khelidonion Tumikren كه حنين آن را به خاليدونيون طوميقرن و خاليدونيون صغير معرب نموده است مىنويسد : خاليدونيون صغير كه آن را فيرون اغرين نيز مىنامند خاصيت درمانى آن مانند شقايق النعمان 1 * است از بين برنده جرب 2 * مىباشد . سوزاننده جلد و موجب تركخوردگى و پوستهپوسته شدن ناخن مىشود و بوئيدن مخلوط افشره ريشه آن با عسل مغز را پاك مىكند 3 * .